یدالله رؤیایی: تصویر من از شعرهای تو، و از تو، همیشه تصویر کسی بود که کلمههایش را میشناخت، دراین شعرها هم من همان روزبهان را میبینم، که میسازد، و به خیالهایش رفتارهای خودش را میدهد، و یا رفتارهای خودش را به خیالهایش میدهد…
…قماش تو، قماش کشف و تجربه است، بایک ساختمان ذهنی قدیم و قویم، و ما را کشفهای هم به هم نزدیک میکند، مرا هم کشفهای تو به تو میرساند…
(نامههایی به روزبهان)
سهراب مازندرانی: آنچه نگاه روزبهان و شعر او را از لطف میآکند، ساده بودن بیان است، در شعری که مطلقاً ساده لوح نیست. لحن ساده و صمیمی، بهگمان من، دشوارترین تجربه هاست… لطف شعر مدرن، در صمیمیت آن است، یعنی درهنر ساختن از بیانِ مردم معاصر، و نه در فریفتن جماعت با اداهای «میتولوژیک» و «آرکائیک».
(نشریه روئا، شماره سوم)
فرامرز سلیمانی: شعارهای روزبهان با مهربانی آغاز میشود. او نگران برگی است که از درسخت میافتد و مهربانی و نگرانی شاعر از آن تماشاگری حیران است. حیران بر کار این جهان و راه و بیراه آن و پرسش و اندیشه و فلسفهی او از همینه است. جهان روزبهان اما مهربان نیست و بیابان است و ریگ و پایی که عریان و بیپناه مانده است… این شعرهای کوتاه و کم، هزار پرسش بیپاسخ با خود میآورند و با خود میبرند، گویی شاعر نیز شعرهایش را در راه گم کرده است و یا به آرامش رسیده است.
(اِنهِد وانا، ص ۹۳)
سیمین بهبهانی: بار دگیر درود به روزبهان عزیز، که مرا به بررسی شعرم شادمان کرده است و امید است که این زحمت که برخود روا داشته، برای من راهگشا و آموزنده نیز باشد، هرچند که نچندان فرصتی برای نمانده است.
(نامههایی به روزبهان)


هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.